![]() |
![]() |
|
| به سیاه کردن کاغذم نگاه نکن,براي سپيد ماندن دفتر غصه هايت خيلي دعا مي كنم |
|
غرق سكوت مي شوم لحظه اي نه شايد بيشتر,شايد اگر تا آخر دنيا هم به تو فكر كنم باز هم يك دريا حرف نگفته داشته باشم.
در اين دنيا زمان هم نامرد است...وقتي كه در كنار هم بوديم عقربه ها چه بي رحمانه در سراشيبي زمان به دنبال هم مي دويدند و اكنون كه براي ديدنت ثانيه شماري مي كنم خيلي صبورانه در سربالايي ساعت ديواري پشت سر هم راه مي روند و فاصله ها را به يادم مي آورند. صداي نفس نفس زدنشان را مي شنوم می خواهند تا مي توانند كندتر حركت كنند شايد حق دارند آنها هم روزي خسته مي شوند ولي تكليف دل من...؟ اشكالي ندارد هرچه آرام تر راه بروند من فرصت بيشتري براي فكر كردن به تو و مرور كردن خاطرات قشنگمان دارم. اما عشق هرگز نمي ميرد حتي اگر اين ثانيه هاي ابدي روزي بميرند. زمانی مي رسد كه دست و پاي ثانيه ها را با يك قفل و زنجير زيبا مي بندم تا به يك خواب عميق فرو روند و به يادگار برايت مي گذارم.چه خوب بود اگر هيچ چيزي در بعد زمان نبود مثل دنياي آسموني...
دوست دارم عشق آسموني من
|
|
+ به يادگار گذاشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 19:40 توسط علي و نازنين |
|
|
ميدوني چشمات عشق منه ؟ ميدوني دوست دارم يه عالمه ؟ ميدوني بي تو زندگيم پر از غمه ؟ ميدوني صداي مهربونت آرامش منه ؟ ميدوني عكس تو رو زخم من يه مرهمه ؟ ميدوني حتي فكر داشتنت مي ارزه به يه عالمه ؟ ميدوني كبوتر عشقم براي به تو رسيدن پر ميزنه ؟ ميدوني اميد من فقط با تو بودنه ؟ ميدوني دل من بدون تو از دنيا دل ميكنه ؟ ميدوني دستاي گرمت پناه دست سردمه ؟ ميدوني سازم فقط واسه تو ميزنه ؟ ميدوني در آخر آرزوي من به تو رسيدنه ؟
ميدونم جون من براي تو خيلي كمه ولي عشق دادنش مي ارزه به يه عالمه
|
|
+ به يادگار گذاشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:27 توسط علي و نازنين |
|
|
طرح چشمانت آسمان محبت بود و من قانون جاذبه ات را وقتي دلم را به سوي خود كشيد فهميدم و نمي دانستم محبتت بي انتهاست,بي انتها تر از رنگ هاي آبي كه خدا زمين و آسمان را با آن رنگ كرده. مهربانيت وسيع است مثل آسمان خدا و عمیق است مثل دريا...يا در وسعت محبتت در اوج پرواز مي كنم يا در عميق ترين نقطه ي آن غرق مي شوم و من اين پرواز و اين غرق شدن را دوست دارم. اكنون با دور شدن از تو چنان آتشي گرفته ام كه تنها با درياي وجودت خاموش مي شود.
مي داني؟؟؟ دوست دارم دست در دست همسفرم از زمين فاصله بگيريم و آنقدر اوج بگيريم تا برسيم به آن جا كه پهنه ي آبي آسمان از زمين و رنگ هاي آن جدا مي شود,آن جا كه هيچ كسي نمي تواند ما را از هم جدا كند . فقط من باشم و تو و خداي خودمان. آنجا كه همه آسمان است و آفرينش همه آبي مي زند...
آري,آسمان عشق زيباست...
|
|
+ به يادگار گذاشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت 16:31 توسط علي و نازنين |
|
|
سلام مهربون هميشگي
چند روزيه احساس مي كنم وقتي دلم رو به دست باد يا بارون يا برف يا حتي برآورده کنی.در هر صورت مال هم خواهیم بود... چرا در حالي كه بهم نزديكتريني, دورتريني؟ عشق خوشگلم دلم تنگه براي ديدنت, براي مهربونيات, نوازشت, بوسيدنت. امروز من با اون نازنيني كه قبلا مي شناختي يك فرق دارم.هر ثانيه كه ميگذرد بيشتر دوستت دارم. كسي كه چه باران ببارد چه برف, تنها به ياد تو مي افتد.
|
|
+ به يادگار گذاشته شده در
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 10:2 توسط علي و نازنين |
|
|
در سكوت غربت شب عشق كنار پنجره ي دلتنگي
به انتظار خبري از تو ثانيه ها را سپري ميكنم و پيوسته نفس هاي عميقي مي كشم شايد هواي نفس هاي تو را به همراه داشته باشد. دانه هاي سفيد برف چه شتابان براي رسيدن به يكديگر همچنان چرخ زنان پايين مي آيند ولي وقتي به زمين نزديك ميشوند آهسته يكديگر را در آغوش ميگيرند,شايد نهايت آرزوي آنها همين باشد... گل سرخي كه تو دادي در دست خسته ام جاي گرفته است,در اين شب ساكت و آرامش بخش او هم به خواب رفته,مي بويمش و مي ترسم. مي ترسم كه با نفس هاي من پرپر شود,نمي خواهم شاهد پايان زندگي قشنگش باشم.پس فقط به ياد تو به آن نظاره مي كنم. احساس مي كنم صداي ناله ي باد هم صدا با فريا دوستت دارم توست كه بي هيچ وقفه اي به گوشم مي رسد و برخورد باد همراه با دانه هاي قشنگ و پاك سفيد رنگ كه همانند عشقت است با آن هواي سرد جاي بوسه هاي گرم توست كه صورتم را نوازش مي دهد و من اين احساس را دوست دارم.آري هميشه با تو بودن را حتي در خيالم دوست دارم دوست دارم تك ستاره ي درخشان آسمان عشقم
|
|
+ به يادگار گذاشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 9:37 توسط علي و نازنين |
|
|
ميخوام برات قصه بگم يه قصه از دلي تنگ
|
|
+ به يادگار گذاشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 10:55 توسط علي و نازنين |
|
|
سلام دوستاي عزيز اول از همه بگم كه براي مدتي فقط من ( نازنين) براي عشقم (علي) از پارسال تا حالا عشقم ميگفت به مامانم بگم تا بعد يك سال من راضي شدم امروز چهارمين روز از اين چهار سال داره ميگذره.4 روز در مقابل 4 سال !!!
بهترينم دلم برات تنگ شده قشنگترينم هميشه دوست دارم
|
|
+ به يادگار گذاشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 12:42 توسط علي و نازنين |
|
|
به نام سر فصل همه ي نامه ها چه آنهايي كه نوشته شدند و چه آنهايي كه سپيد ماندند ديشب,شب تمام مدت زير باران خوابيد.در اندازه اي كوچكتر من هم زير باران نم نم چشمان عاشقم خوابيدم.شايد خيلي ها ديشب با صداي باران به رؤيا رفته باشند اما با كمي عاشقانه نگاه كردن مي شد فهميد كه باران ديشب با تمام باران هايي كه در اين فصل سرد اما عاشقانه مي بارند فرق داشت مانند دستمالي كه اثرات انگشت كودكي بازیگوش را از روي شيشه پاك مي كند, غم را از دلم پاك كرد و به يادم آورد كه تنها نيستم, كه در اين دنيا كسي عاشقانه مرا دوست دارد, كه در خيال خودم عاشق ترينم(هركسي مي تواند خود را عاشق ترين بپندارد) دوست دارم باران چشمانم در اتاقم ببارد چون اتاق من امن ترين جاي خانه براي آشكار كردن عشق است. به قول فالي كه حافظ در شب يلدا برايم خواند : " درد عاشق نشود به چند باري مي شود كه عقربه ي ساعت اتاقم به دور خود مي چرخد و از دوست دارم مهربونترينم
|
|
+ به يادگار گذاشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 13:30 توسط علي و نازنين |
|
|
اگر در این جهان از بندها رها شويم
و آواز پرستش بخوانيم ابرها به كنار مي روند و نوري از اوج ها بر ما مي تابد و بر خطوط حاصل دفتر نتمان كليد آغازين جديدي نقش زده مي شود كه آن نه كليد سل است نه دو و نه فا. كليديست كه هرگز آن را نديده ايم شكلي زيبا كه گويي خداوندمان بر روي آن است انگار با اين نت ها مي خواهد بگويد: "بنده ي من,من تو را پذيرفتم و ديگر جز آهنگ ستايش نواي ديگر سر نده"
|
|
+ به يادگار گذاشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 21:50 توسط علي و نازنين |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| گفتني ها |
علي و نازنين...قشنگه نه ؟ ما تو يه روز قشنگ پاييزي با هم آشنا شديم و خدا خواست تا عاشقانه همو دوست داشته باشيم...دوتامون هم متولد مهر هستیم....
2سال و 8 ماه از آغاز عشقمون ميگذره( بزن به تخته بگو انشاالله120 سال بگذره) راستي 18 و 17سالمونه و ساكن تهران هستيم.... اميدواريم هميشه عاشق و شاد باشيد... عاشقانه صادقانه خالصانه جاودانه بی هیچ بهانه دوستت دارم |
| نت هاي مهربوني |
|
هفته سوم خرداد 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته دوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 |
| نت هاي خاطره و يادگار |
|
به نام خالق عشق من و باران و عشق برات ميميرم قصه ي عشق پنجره ي دلتنگي درد دل لحظه هاي با تو بودن عاشق يك عشق پاك تیک تاک |
|
RSS
|